Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘سبز’ Category

کدخدا باشی ! رییس یه بخش کوچیک باشی ! مدیر یه شرکت بزرگ باشی ! رئیس جمهور باشی ! رهبر یا شاه باشی ! خود خدا هم انتخابت کرده باشه اگه مردم نخوانت باید بری … و میری

Advertisements

Read Full Post »

یکسال پیش … 22 خرداد 88

رای دادیم … از لحظه ی ورود رایمان تا به امروز همه چیز تغییر کرد ! ما برای تغییر رای داده بودیم !

شمرده نشده …

اعتراض کردیم – سکوت کردیم – کتک خوردیم !

سلاح ما دستهایی با علامت ویکتوری دستبندهایی سبز و پلاکاردهای رای من کجاست بود !سلاح ما بیشمار بودنمان بود !

در برابر دستهای خالی ما – نقاب های سبز و پرچم های سبز ما لباس های ضد شورشی و کلاه خودهای نظامی سر کردند !

باتوم به دست گرفتند – زدند

اسلحه به دست گرفتند – کشتند

دویدیم ایستادیم قدم زدیم … دویدن ایستادن و قدم زدن هم ممنوع شد !

نوشتیم فیلتر شد !

و یکسال گذشت ….

دیروز بعد از یکسال ( البته بهتره بگم چند ماه ) باز شاهد پر شدن خیابون از نیروهای پلیس بودیم. وقتی دیدمشون ناخوداگاه لبخند زدم ! خوشحالم . از اینکه هنوز بعد از یکسال این جمعیت کثیر مامورا نشون می ده ما هنوز هم هستیم 🙂 این که هنوز هم بعد از یکسال در راهپیمایی که قرار هم نیست صورت بگیره و کسی توش شرکت کنه انقدر می ترسن و انقدر نیرو می ندازن تو خیابونا ! کاملا نشون دهنده اینه که ما هستیم و این بودن هر لحظه لرزه بر اندام این آدما می ندازه .

می بینی ؟ حتی تو خیابون نرفتن ما برای شما ترس داشت . شمایی که خودتون اسم «خس و خاشاک» روی ما گذاشتین ! دیروز ما نبودیم و شما حتی از خس و خاشاک و گرد و غبار پخش در هوا هم ترسیدید …

خیلی خب بابا نترسید نترسید ما فعلا تو خیابون نمی ریم 🙂

Read Full Post »

حالا که یه سال گذشته نمی دونیم باید سالگرد نشمردن رایامون رو بگیریم ! سالگرد پایمال شدن حقمون ! سالگرد شهید شدن دوستامون ! سالگرد کتک خوردن هم سن و سالامون یا سالگرد شکنجه شدن جوونامون ؟؟؟؟

با سالگرد یادآوری بیشماریمون …

ننگ بر تو …

Read Full Post »

صلات ظهر خرداد !!!

دنیای اون روزای ما دنیای پر امیدی بود … شوق رای دادن … شوق انتخابات …. شوق تغییر

امید بود که توی چشمای این آدما می شد دید … همه خوشحال بودن می خندیدن از اینکه با لباسای سبزشون هزاران نفر رو یکرنگ خودشون می دیدن

تو خیابون کسی نبود که دستبند سبز نداشته باشه شال سبز سر نکنه

سبز رنگ زندگی بود

سبز برامون نشونه بود – نشونه ی تغییر نشونه ی امید نشونه اینکه همه چی قراره بهتر بشه

به سری ماشیناشون رو تزیین می کردن … طرفدارای اینور با طرفدارای اونور کنار هم راه می رفتن

همه به این فکر می کردن که بعدش چی میشه

– مگه می شه تقلب کنن خیلی تابلو می شه که

حرفی بود که خیلیا می زدن …

هنوز نرسیدیم به روزش ! هنوز باید صبر کنیم ببینیم نتیجه انتخابات رو کی اعلام می کنن !!!

بهار سبزمون سبز بود از امسال سبز از بهار هم پر کشیده !

Read Full Post »

1389 مین بهار رسید …

امیدوارم بهار امسال برامون بهار باشه …

امیدوارم این بهار هم عین فصل های دیگه ی سال قبل روشو برنگردونه …

ببین 1389 مین بهار قبل اینکه پاتو بذاری اینور خط حواست باشه ما بهار سبز می خوایم ، بهار زندگی …

با خودت کمی زندگی بیار … عیدی امسال ما 🙂

Read Full Post »

بدتر از همه آدمایی هستن که می شینن و می گن هیچی تغییری نمی کنه وقتی حتی سعی نمی کنن تغییرش بدن …

Read Full Post »

می پرسم : واسه چی انقلاب کردین ؟

می گه : می خواستیم شاه بره .. ما تونستیم شاه رو بیرون کنیم …

در ادامه می گم : ما هم می خوایم اینا برن …

می گه : نمی تونین … شاه خوب بود خودش رفت اما اینا حالا حالا ها نمی رن !!!

پ.ن : ما نفهمیدیم شاه خوب بود یا بد … شما بیرونش کردین یا خودش رفت ؟

Read Full Post »

Older Posts »