Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘خصوصی’ Category

یه پستی ما نوشتیم حالا یه عده ریختن اون زیر به همدیگه فحش می دن :))

یه سریا کلا دلشون می خواد باهات مخالف باشن حالا برو بهشون بگو الان روزه می گن نه شبه کلا اصلا نافشون رو با مخالفت بریدن . خب حالا مخالف نظر من هستی باشه قبول چرا دیگه فحش می دی ؟ بعد یکی دیگه هم اومده به اونیکی فحش داده بعد این زیر نشستن دعوا :))) بیخیال بابا تو خوبی تو ماهی ول کن اصلا …

اینو دست به دست بدین به صاحبش چون هیچ آدرسی هم از خودش نذاشته بود که بهش دسترسی داشته باشیم … 😀

» اینایی که میان کامنت می ذارن آدرس ایمیل یا وبلاگ نمی ذارن از خودشون بعد فحش می دن در میرن دقیقا آدم رو یاد زمانی می ندازه که سرگرمی بچه ها زدن زنگ خونه همسایه و فرار کردن بود ! «

Advertisements

Read Full Post »

یعنی من هرسال باید این رو متذکر بشم که عین انسانهای اولیه نرید دید و بازدید ؟ این شبانه روز 24 ساعته که شما می تونین هم خودتون بگیرید بخوابید هم بذارید ملت بخوابن در ایام عید و در روشنایی روز و وقتی همه از خواب بیدار شدن بهشون سر بزنین. یعنی کسی که ساعت 10 صبح بدون خبر میره عید دیدنی حکمش چیه ؟؟؟

بعدم می گن ساعتا عقب جلو شده .. تقصیر ساعت چی چیه خب ساعت اگه هنوز همون ساعت قبلی بود می شد ساعت 9 . یعنی ما در این زندگی روز جمعه نمی تونیم تا 9 یا 10 بخوابیم ؟؟؟بعد لبخند ملیح می زنن که : از خواب بیدارتون کردیم نذاشتیم بخوابید ؟ 🙂 ( هی هی هی مرض :)) )

آخه مملکته که هیچ فامیله ما داریم ؟

Read Full Post »

و خدایی که همین نزدیکیهاست …

تق تق تق .. خدایا خونه ای ؟

و خدایی که در نزدیکی ما نبود …

خدایا آمدیم نبودی پس چند کلامی برات توی این نامه می نویسم .

سلام بر تو

سلام بر تو خدای علی و عظیم … خدای یکتا و بی همتا

خدایا وقتی بنده هایت را می آفریدی فکر می کردی کسی خودش را جای تو قرار دهد ؟ از اینکه این روزها هر کسی روی این کره ی خاکی برای خود ادعای خداییش می شود چه احساسی داری ؟

یه روز یکی شد روح تو ! مردم پرستشش می کردن ! آدمی که می گفت از اینکه به کشورش برگشته هچ احساسی نداره ! و مردم بابت هچ احساس او به پاهایش سجده  کردند !!!

حال پاره شدن عکس اون فرد می تونه برابر با پاره کردن عکس خدا باشه !!!

خدایا روز به روز خدا روی زمین بیشتر می شه … می گن توهین به اونی که بالا تر نشسته توهین به مقدساته !خب این چه عدالتیه که بالاترین جا رو به من ندادی ؟  می گن اگه اون بالاییه رو نخوایم به خدا پشت کردیم و برایمان طلب اعدام می کنند… افرادی که یکایک آنها خود را جایگزین تو روی کره ی خاکی می دانند !

از کی به بندگانت این اجازه را دادی که جانی را که تو به انسانها دادی از روی کینه و ترس از آنها بگیرند ؟

همه جا می گن تو عادلی .. اما این کجاش عدالته ؟ عدالت اینه که ببینی به مردم ظلم شده و بشینی ببینی آخرش چی می شه ؟ می گن خودت کارگردان همه وقایع هستی … می شه بپرسم آخرش چی می شه ؟

خودت به ما عقل دادی قدرت تصمیم گیری دادی قدرت انتخاب و تشخیص خوب و بد . قدرت حرف زدن و گفتن نظر های موافق و مخالف .. قدرت شنیدن حرفای موافق و مخالف … اما ببین همین 4 خط نوشته ی من هم می تونه برای خیلیا حکم توهین به تو رو داشته باشه .. می بینی ؟ تو حتی اختیار خودت رو هم نداری و این بندگانتن که دارن برات تصمیم می گیرن که کی چطور باهات حرف بزنه بهتره …

خدایا کجایی ؟ همین نزدیکی ها ؟ نکنه تو رو هم دستگیر کردن !!!!

دروغ چرا ؟ بچه که بودم بیشتر باورم می شد وجود داری …

Read Full Post »

از اون آدم ابلهی که 24 ساعت ماشینش رو جلوی پارکینگ خونه ملت گذاشته و رفته هیئت که لاشخور وار غذای مفت بخوره و بعدشم از سر سیری خوابش می بره و هم خونه ایاش هم می گن ماشین مال این ساختمون نیست بگذریم !

بعد از کلی کلنجار رفتن و پیدا نکردن صاحب ماشین زنگ زدیم 110 که آقا این ماشینه اینجاست صاحابم نداره مال هر کی هست 24 ساعته اینجاست ما هم ماشین می خوایم برداریم از پارکینگ خیر سرمون بریم بیرون یه مامور با یه جرثقیل بفرستین بیاد اینو برداره بره پارکینگ تا صاحبش پیدا بشه !

مامور 110 گفت همین الان یه مامور برای بررسی قضیه می فرستم.

ساعت 7 شب اینجا تهران است اما مامور نیست . 8 شب و 9 شب و 10 شب هم بعد از تماس های مکرر و جواب الان یکیو می فرستم به همین منوال گذشت . ساعت 11 دیگه یارو گفت که مامور بفرستیم که چی بشه ؟ مامور ما که کاری نمی تونه بکنه . باید به کلانتری محل بگید .. خب کلانتری محل باید چه کنیم ؟ کلانتری محل هم اعلام کرد که این مورد به ما مربوط نمی شه برید ازش شکایت کنید ! شکایت به 197 اعلام شد اما آیا این ماشین ازجلو در پارکینگ ساختمون حرکت کرد ؟

به کلانتری زنگ زدیم می گیم اصلا همچین موردی رو چیکار باید کرد الان این ماشین مزاحم ماست اومدیم و نخواست تا 2 هفته دیگه صاحابش پیدا بشه اونوقت تکلیف ما چیه ؟

راهی که جلوی پای ما از طریق کلانتری قرار گرفت چی باشه خوبه ؟

یارو گفت : شما بزنید شیشه ماشین رو بشکنین حرکتش بدین از جلوی پارکینگ بیارید اینور . طرف اگه نتونه ثابت کنه شما شکوندین کسی بهتون کاری نداره . معمولا هم نمی تونن ثابت کنن !! o-O

فقط کافی بود زنگ بزنی بگی یه نفر با شال سبز داره مرگ بر دیکتاتور می گه . گوشی رو قطع نکرده 50 نفر با انواع و اقسام باتوم میومدن می ریختن سرش …

حافظ جان و مال مردم !!!

Read Full Post »

خواب دیدم !

توی خواب هم حتی دوستان کم نمی گذارند 🙂 اگر باعث نجات من از پرت شدن پرتگاه نمی شوید با دو دست هل دادن باعث پرت شدن زودتر از موعدش هم نشید 🙂

کسی که تو خواب این کار رو با من کرد توی بیداری هم داره این کار رو می کنه …

هیچوقت نگاهش رو توی خواب وقتی می دید من دارم پرت می شم رو فراموش نمی کنم … دستش درد نکنه

Read Full Post »

بعد این همه دپرس شدن و این همه سیک اند تایر شدن و تحصن و تقلب و ناراحتی های دیگه و اتفاقات کم و بیش مزخرفی که در طی این تابستون رخ داد , دیگه این پاک شدن توییت های 2-3 ساله ی من اهمیتی نداشت که بخواد ناراحتم کنه !

twitter

Read Full Post »

yellow_tree

تابستون گرم تابستون داغ

تابستون مرگ تابستون خون

تابستون زرد تابستون خشک

تابستون بی رمق

همیشه بچه که بودم دوست داشتم تابستون بشه که مدرسه نرم .. تابستون برام یه معنای آزادی می داد از درس و مدرسه … گرماش برام انقد به چشم نمیومد و جلوی باد کولر به این فکر می کردم که یه تابستون دیگه اومده و حالشو می برم

تا پارسال تابستون رو به این ریخت ندیده بودم

این تابستون با این گرمای طاقت فرساش به جای اینکه گرما تو دل من بندازه بیشتر سردم کرده

اتفاقاتی که توش افتاده و درگیریا هر روز خبر گرفتن یه نفر خبر کشته شدن یه نفر دیگه

اتفاقاتی که برای خودم افتاده… توی خونه بیرون خونه

همه با هم دست به دست هم دادن که این تابستون لعنتی بدترین تابستون عمرم باشه تا به الان و هیچوقت فراموشش نکنم 🙂

از فردا باید یه برگه بگیرم دستم به جای اینکه بگم رای من کو بپرسم تابستان من کو ؟

Read Full Post »

Older Posts »