Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژوئیه 2010

فیلم ایرانی :

پدرت می خواد زن بگیره !

پسر : مگه از رو جسد من رد بشه زن بگیره.

در انتها پدر از رو جسد پسر رد شده و یک شیشکی براش می فرسته و زنش رو می گیره !

فیلم خارجی :

پسر : پدر بیا برات زن بگیرم !

Read Full Post »

نه واقعا برا آدم سئوال پیش میاد !

چرا تماشاچیای فوتبال مملکت ما احساس می کنن برای تخلیه فحشایی که بلدن دارن فوتبال تماشا می کنن ! یعنی وقتی که دارن صندلیای ورزشگاه رو از جا در میارن به چه نتیجه ای می خوان برسن ؟!

من نمی فهمم یعنی ما تنها جاده خاکی روی این کره ی نیمچه خاکی هستیم که مردممون باید «آمادگی « دیدن فوتبال رو داشته باشن ! یا به قول پیمان یوسفی هنوز توجیه نشدن ؟! آخه من نمی فهمم آمادگی چیه مگه تماشاچی هم برای تماشای فوتبال باید از قبل خودشو گرم کنه که این اتفاقا نیفته مثلا ؟ تماشاچی از بدو شروع بازی داره خودشو  جد و آبادش رو می ندازه تو زمین ! این الان دقیقا یعنی به چی معترضه ؟

بعد داورای ما هم که دیگه از ترس شعارای تماشاچیا دیگه بای دیفالت با «سماور» میان تو زمین !

یعنی من نمی دونم اون تماشاچیای انگلیسی که سر بازی با آلمان گلشون رو رد کردن نمی تونستن سماور مماور بندازن تو زمین بازی به نشانه اعتراض ؟ اونم یه بازی جهانی که توش حذف شدن ! اینجا خوبه خودشون گل خوردن اینطوری کردن ! خدا شفا بده به همه ..

البته حقم داره دیگه از دست تو هم کاری ساخته نیست !

در هر حال هر وقت فهمیدین به چی معترض بودن تماشاچیای بازی پرسپولیس تراکتور سازی حتما منو در جریان بذارید !

Read Full Post »

من نمی فهمم توی مملکت ما چرا وقتی یه مناسبتی می شه آدم باید عزا بگیره ! یعنی بای دیفالت که مود مردم ما عزا هست چه جشن باشه چه نباشه !

حالا نیمه شعبانه ! چند وقت پیش تولد امام حسین بود و قبلش امام علی و کلی از این مناسبت هایی که تو تقویم ما الحمدلله کم نیست !

حالا من می خوام بدونم مردمی که وسط خیابون با سینی و شیرینی یهو جلو یه ماشین رو می گیرن و باعث می شن 60 تا ماشین پشت اون بمونن تو ترافیک  اصلا فکر می کنن ؟! و به تک تک آدمای توی اون ماشین شیرینی و شربت تعارف می کنن این می گه من نمی خورم اون می گه بخور ثواب داره و همینطور تایم ملت الکی پشت بساط شربت و شیرینی و تعارف تیکه پاره کردن  هدر می شه ! هیچ می فهمن که چه ترافیکی دارن درست می کنن ؟

حالا تویی که با موتور از رو سر و کله مردم رد می شی که بری به شربت و شیرینی برسی ! هیچ فکر کردی که وقتی یه دستت شربته یه دستت شیرینی با فرق سرت باید رانندگی کنی ؟!

مال مفته ؟ باشه بگیر خودتو خفه کن باهاش اما شعورت برسه اینجا یه شهر هست با هزار تا سطل آشغال ! در ضمن اون لیوان یه بار مصرف به خدا نه وزن داره نه حجم دو دقه دستت بگیری نمی میری تا برسی بندازیش تو سطل آشغال !

یعنی امام شما با این گند و کثافت به دنیا میاد ؟ با این همه نا بهنجاری به رسالتش رسیده ؟! الان از شما راضیه ؟ الان از خودتون راضی این ؟ ریدین به شهر رفته از ترافیک گرفته تا سر و صدای اون مردک بد صدایی که معلوم نیست داره مولودی می خونه یا مداحی ! تا کثیفی و آلودگی شهر و جوب و خیابون !

الان باید بهتون تبریک بگیم که مثلا مناسبتی رخ داده ؟؟

Read Full Post »