Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for مه 2010

اون روزا …

عین هر سال بهار بود … بهار بود !

ديگه يادي ندارم / از اون جيک جيک مستون
بهار مرد و زمين رفت / به رؤيت زمستون
شکست کشتي مهتاب / تو گلموج هيولا
ستاره بود که مي رفت / به قعر شب دريا
ديگه سکوت تار و / کمونچه ی شبانه
حقيقت بود حقيقت / نه فيلم بود نه ترانه

( کوچه ها باریکن / دکونابستست . . . )
تفنگهاي حقيقي / برادرهاي دلتنگ
ببين گردش چرخو / باز هم کيو کيو بنگ بنگ
شبي صد دفعه مردیم / تو اون کوچه ی بن بست
چه فصل وحشتي بود / برادر خاطرت هست ؟؟؟

Read Full Post »

حالا که یه سال گذشته نمی دونیم باید سالگرد نشمردن رایامون رو بگیریم ! سالگرد پایمال شدن حقمون ! سالگرد شهید شدن دوستامون ! سالگرد کتک خوردن هم سن و سالامون یا سالگرد شکنجه شدن جوونامون ؟؟؟؟

با سالگرد یادآوری بیشماریمون …

ننگ بر تو …

Read Full Post »

صلات ظهر خرداد !!!

دنیای اون روزای ما دنیای پر امیدی بود … شوق رای دادن … شوق انتخابات …. شوق تغییر

امید بود که توی چشمای این آدما می شد دید … همه خوشحال بودن می خندیدن از اینکه با لباسای سبزشون هزاران نفر رو یکرنگ خودشون می دیدن

تو خیابون کسی نبود که دستبند سبز نداشته باشه شال سبز سر نکنه

سبز رنگ زندگی بود

سبز برامون نشونه بود – نشونه ی تغییر نشونه ی امید نشونه اینکه همه چی قراره بهتر بشه

به سری ماشیناشون رو تزیین می کردن … طرفدارای اینور با طرفدارای اونور کنار هم راه می رفتن

همه به این فکر می کردن که بعدش چی میشه

– مگه می شه تقلب کنن خیلی تابلو می شه که

حرفی بود که خیلیا می زدن …

هنوز نرسیدیم به روزش ! هنوز باید صبر کنیم ببینیم نتیجه انتخابات رو کی اعلام می کنن !!!

بهار سبزمون سبز بود از امسال سبز از بهار هم پر کشیده !

Read Full Post »