Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for فوریه 2009

بختک !!!

ما تقریبا پارسال همین موقع ها در تب و تاب خونه عوض کردن و اینا شدیم . خب مشکلاتمون توی محل قبلیمون زیاد شده بود … سر و صدای زیاد و رفت و آمد آدمایی که زیاد درست نبودن و اینا باعث شد که ما به فکر بیفتیم بریم یه جای خلوت تر و درست حسابی تر .

اینجایی که اومدیم دقیقا یه خیابون با خونه ی قبلیمون فاصله داره . و طبق بررسی های انجام شده جای بسیار خلوت و دنجی بود چون که خیابونش زیاد ماشین رد نمی شد و کلا مسجد و حسینیه نداشت این اطراف که بخواد سر و صدا کنه توی همسایه ها هم کسی بچه نق نقو و زق زقو نداشت و کلا محل مناسبی بود ( که البته الانم هست )

توی محل قبلی تقریبا من تمام بچگیمو سپری کردم و به نوعی اونجا بزرگ شدم . تا اونجایی که یادمه این خیابونی که ما داشتیم هر ماه به یه بهانه ای کنده می شد و این صدای  این زمین کن های قارقارو همیشه رو اعصاب بود و بعدشم یادمه همیشه مدرسه که می خواستم برم از اینکه بیفتم تو این چاله های کنده شده می ترسیدم :دی

یکی دیگه از ایراداش این بود که روبروی خونه ی ما رو خراب کرده بودن و می خواستن حسینیه بسازم . بیش از 4-5 سال طول کشید و هر سال دم محرم که می شد اعضای حسینیه ساخته نشده میومدن و دم در ما چنان سر و صدایی میکردن و بعدم می گفتن ما پول نداریم اینجا رو بسازیم و اینا بیایید پول بدین به ما و از این کولی بازیا! و البته هنوزم نساختنش :دی

اگه شانس با ما باشه که از همون پارسال عید خیابونی که بعد از خیابون ماست رو تقریبا دو طرفه کردن و یه مشکلی که پیش اومده اینه که دیگه ماشینایی که از بالا می خوان بیان پایین نمی تونن از اون خیابون برن پس سرشونو کج می کنن میان تو خیابون ما :))))))) بعد یعنی باز رفت و آمد ماشینا شده همون که اونجا بود . اما باز هم زیاد ماشین رفت و آمد نمی کنه که سر و صدا و بوق بوق راه بندازه.

دیروز سر ناهار دیدم صدای این قارقارکای زمین کن میاد !!!! از خونه که بیرون رفتم دیدم قشنگ جلوی در ما رو کندن :)))))))

توی محرم که اولین سالی بود که دسته ها از این خیابون رد می شدن و به شدت دم خونه ی ما وای میستادن واسه سینه زنی :)))))))))

شانس که چه عرض کنم این بختک همینطوری رو ما سایه انداخته :))))

حالا این هیچی ! باز جلوی خونمون یه خونه بوده که خرابش کردن نمی سازن :)))))))

Read Full Post »

این روزها کسی دل و دماغ نداره !

+ پ.ن : تبلیغات جهت عمل زیبایی دماغ و ساکشن شکم !!

Read Full Post »

ده روز و ده شب

و خداوند ده روز را بر ما نازل نمود که ندانیم  در این ایام  از سر خوشی به بدختیامان بخندیم و برقصیم ! یا از سر غم گریه کنیم و به تصاویری که هر ساله در تلویزیون پخش می شود بد و بیراه بگوییم ؟!!!

Read Full Post »

بچه تخس

من خودم آدم شلوغیم . آدمایی که با من برخورد داشتن دیدن که کمتر پیش اومده بتونم جایی ساکت بشینم. اما با تمام این اوصاف بچه که بودم هر قدر تو خونه شلوغ می کردم عوضش جایی می رفتیم خونه ی کسی خیلی حرف گوش کن بودم.

نمی دونم چند در صد آدما عین منن ، با اینکه خودم شلوغم اما فکر نمی کنم در حدی باشه که مزاحمت برای کسی ایجاد کنم . یعنی بالاخره شلوغ کردن هم جا و مکان داره دیگه . من خودم جایی باشم که همه با هم حرف بزنن و هر کی صداش رو آسمون باشه بلند بلند حرف بزنه بدم میاد. از این نوع شلوغی که سرسام آوره متنفرم . حالا این وسط یه بچه ی تخس هم هی جیغ جیغ کنه ، وای روان آدم پاک می شه . یعنی من خودم در برابر بچه های تخس نق نقوی جیغ جیغو کنترل ندارم و وقتی هم خودم رو کنترل می کنم که چیزی نگم بشدت اعصابم داغون می شه و اصلا نوار مغزیم در اون لحظه می شه این شکلی :)))))))

nemoodare-asab

حالا اصل مطلب  اینکه ما دیروز یه مهمونی داشتیم که این دختر بچه ی 3 سالش رو اعصاب بود. یعنی نق نقو من اینو می خوام من اونو می خوام. اول که دستور فرمودن می خوان کارتون ببینن کارتون براش گذاشتیم با صدای بلند شروع کرد کارتون دیدن و صداشو کم هم می کردیم جیغش می رفت هوا بعد حرفم می زدیم می گفت ساکت باشین من دارم کارتون می بینم و تمام این حرفا رو با نهایت بی ادبی و جیغ جیغ و با صدای انتهای بلند می زد . یعنی این وقتی جیغ می کشید قیافه ی من دیدن داشت که چطوری جلوی خودمو می گرفتم که خفش نکنم :))))) بعد مادرش هیچی نمی گفت بهش !!!!!!!!!

خب ، به مرحله ی تربیت بچه نرسیدی ؟ سنت کمه حوصله بچه نداری ؟ وقت تربیت بچه رو نداری؟

دهنت سرویس ، بچه دار نشو ! حالا بچه دار شدی بچت انقدر تخس شده نرو مهمونی ، خب حالا داری می ری مهمونی یه روز بچه رو بذار پیش یه نفر خودت تنها برو .

به خدا مردم اعصاب و روان درست حسابی ندارن ها اگه با پشت دست تو دهن بچت کوبوندن نگی چرا ها ؟!؟!؟

Read Full Post »

آزادی

وای بر آنان که به جای شوق آزادی ، در جستجوی چوپانند !!!!

حکایت مردم ماست …هروقت یکی بهشون بگه شما آزادی ندارید یادشون میفته برن شعار بدن ! همیشه یه چوپان باید بالا سرشون می بود که بگه چیکار کنن ! که بهشون بگه گند بزنن تو زندگی خودشون چون نمی فهمن آزادی یعنی چی !؟

آزادی یعنی از دست این چوپان به دست یه قصاب افتادن ؟!

Read Full Post »

« Newer Posts