Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اوت 2008

شوک

با دیدن برنامه ی شوک واقعا به آدم شوک وارد می شه !!!

آدم شوکه می شه که بعد از این بیست و اندی سال که از خدا عمر مفید و غیر مفید گرفته و حداقل چندین و چند سال به گوش دادن به انواع و اقسام موسیقی پرداخته و چندین سال دیگش هم در اینترنت پلاس بوده ! چطور نفهمیده که رپ و راک و متال و شلوار بگی و موهای به اصطلاح فشن و سیخ سیخی و حتی چت کردن همه برابرند با شیطان پرستی و اعتیاد !!!

+ بابا لااقل انقد تابلو نباشید که همه چیز ساختگیه ! آخه کدوم اسکلی میاد جلو دوربین می گه من شیطان پرستم نیگا اینم آرممونه !!!! اگه یه کم تو اون خلاء بالاخونشون فقط یه اپسیلون جای جوراب در رفته مغز وجود داشت خیلی مشکلات دیگه ی جامعه رو می تونستن با این برنامه ها حل کنن …

البته مسلما این برنامه ها برای من و شماها ساخته نشده … واسه یه عده افراد عامه که توی جامعه نیستن یا اصلا نمی دونن چی به چیه و فقط تحت تاثیر جو قرار می گیرن و از فردا مثلا نگاه می کنن می بینن جوراب بچشون سوراخ شد ه می گن رفته تو گروه شیطان پرستا …

Read Full Post »

احساس می کنم یه مدت اینجا رو ول کرده بودم به امان خدا . بعضی وقتا آدم یه عالمه موضوع برای نوشتن داره و یا وقتش نیست یا حوصله ی تایپشونو نداره. بالاخره منم بعد از اینکه مدتها دوستان تو سرم زدن که آی تنبل شدی وای تنبل شدی دیگه تصمیم گرفتم کمر همت رو بشکنم ! ( :O ها ؟ چیکار کنم ؟!؟؟!!؟ ) حالا یعنی اینکه همون دیگه می خواستم که اینجا رو آپدیتی بنمایم.

پ.ن :: به نظر من تنبل بودن خیلی خیلی بهتر از چــــــــــاق بودنه 😀 ( این یه خط یه سری مخاطبین خاص داشت !!! لطفا دوستان رونوشت بزنن به افراد مخصوص و فرد مذکور !!!! 😀 با تشکر و قدر دانی !! )

خب امروز اومدم راجع به یه موضوعی صحبت کنم که امروز کلی من و ساغر سرش هم خندیدیم هم حرص خوردیم هم روحیمونو حفظ کردم و خودمونو کنترل کردیم که طرف رو به باد کتک نگیریم :دی

ما یه همکار گرانقدر داریم که اسمش آقای دال هست . این مستر دال از همون روز اولی که اومده با ما همکار شده یه خاطره بیشتر تو عمرش رخ نداده !  اونم دستگیری آقای آخوند !!!!

دقیقا من یادمه اولین روزی که وارد اتاق ما شد این ماجرا رو برامون تعریف کرد. یعنی اول برای عباس تعریف کرد . بعد برای من تعریف کرد ! و با اینکه می دونست برای ما تعریف کرده یه بارم برای ساغر تعریف کرد و با اینکه حتی می دونست که من و ساغر و عباس و رزا این خاطره رو صد باره شنیدیم باز هم یه بار جدا برای رزا تعریف کرد و همینطور بگیر برو الی آخر … البته اینا همش توی یه روز رخ ندادا ! اما در هر صورت در طول این مدت که ایشون اینجا بودن کسی نمونده که این خاطره رو نشنیده باشه …

یعنی اینو انقد تعریف کرده من خودم می تونم دیگه براش تمام جملاتشو بگم !!! من موندم توی تمام این 1400 باری که این ماجرا رو تعریف کرده یه واو جا ننداخته و عین یه نوار ضبط شده فقط پلی می کنه !

حالا جالب اینجاست که این ماجرا به هر نحوی به یه موضوعی ربط پیدا می کنه. اولین بار موضوع دانشگاه بود بعد نمی دونم بحث آخوند اومد وسط یه بار بحث اینکه چقدر این بالا دستیا پول مردم رو می خورن و سربازی و حتی مثلا عروسی فلاک کسک هم یه نحوی به این موضوع مربوط می شد !!!!!

میان برنامه :: یادتونه بهتون گفته بودم که کلید گ روی کیبوردم گاهی نمی زنه ؟!؟!؟! الان از همین امروز کلید ج هم نمی زنه :دی ( اسمایلی جشن عاطفه ها !!! )

خلاصه چشمتون روز بد نبینه من و ساغر به این خاطره یه آلرژی خاصی پیدا کردیم . حالا ماجرا از چه قرار بوده ؟

آقا پسر ایشون پزشکی قبول می شن توی یکی از این شهرستانای اطراف ! بعد برق قبول می شن تهران ( پسرش هم عین خودش مشنگ می زنه ! پزشکی کجا برق کجا آخه 😀 )

در هر حال اینا میان کار اینو درست کنن که بیاد تهران بعد بهانه سربازی می شه و اینا هم یکی بهشون معرفی می شه حاج آقا اکبری ( اسمشم حفظ شدیم دیگه ما :دی ) که پول می گیره و سربازی رو ردیف می کنه . بعد اینم میاد 1و 800 بهش می ده که کار سربازی پسرش رو ردیف کنه و اون آقاهه هم پول رو هپولی هپو می کنه و در می ره .

که بعدشم می رن می گیرنش و تحویلش می دن. کللللللش همینه که من گفتم … حالا این مستر دال !!!!!!!!!!!!! دقیقاااااااااااا یکساعت حول محور این موضوع می چرخه . از اینکه با چی رفتن زنجان و با چی برگشتن و حاج آقا با لباس ! حاج آقا با مانتو ! و حتی اشاره به اینکه عمامه هم داشت و دفتر هم داشت و یه نفر هم تو دفتر کناریش می شست و این به من اینو گفت من بهش اونو گفتم ( و البته هر جمله ی ایشون به جمله ی به حضرت عباس ! ختم می شه )

یعنی من که رسما گاهی وسط ماجرا خوابم می گیره … اینم همچین تعریف می کنه انگار که الان پواروئه !!!

آقا چشتون روز بد نبینه امروز بسیار آروم و بی سر و صدا نشسته بودیم و تفکر می کردیم و کار می کردیم و اینا تا اینکه اسی برگشت راجع به خرید سربازی و این حرفا شروع کرد به صحبت کردن ! از همون موقع ای که این گفت سربازیمو می خوام بخرم . من و ساغر انگار که برق 220 ولت بهمون وصل کردن از جا پریدیم چشمامون 4 تا شد و به هم خیره شدیم و قشنگ کاملا واضح بود که جفتمون تو دلمون می گفتیم : خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایااااااااااااااااااااااااااا نـــــــــــــــــــــــــه !!!!!!!

و دقیقا همون چیزی که نباید اتفاق می افتاد رخ داد. آقای دال گفت سربازی می خوای بخری ؟ چطوری چرا کی کجا و اینا ؟! و …. برای بار 749 ام !!!!!!!!! این ماجرا رو تعریف کرد و یکساعت یه بندددددددددددد حرف زد .. این که حرف می زد انگار که با مته داشتن مخ منو سوراخ می کردن. البته همیشه هم بعد اینکه ماجرا تموم می شه من و ساغر از سر درد ناله می کنیم !!!!!!! بعد حالا اسی خودش هی می پیچوند می رفت این ادامه ی ماجرا رو برای من تعریف می کرد ! منم دستم زیر چونه با دقت عین جگد !!! گوش می کردم و انگاااااااار که تا به حال برام این ماجرا رو نگفته بود و هی وسطش می گفتم :اِ ؟؟؟ پولتونو خورد ؟؟؟؟ :)))))))))) پولتونو ازش نگرفتین ؟؟؟؟ انداختینش زندان ؟؟؟؟؟ :)))))) حالا از طرفی هم خندم گرفته بود هم گریم گرفته بود هم می خواستم سرمو بکوبم تو مونیتور هم با چوب بیس بال بزنم تو سرش مغزش متلاشی شه !!!

به بعضی قسمتای ماجرا می رسید خودش غش غش غش می خندید ( دقیقا هر سری هم سر همون قسمت می خنده ) می گفت یه خانومه بود که سر اونم کلاه گذاشته بود ما با این آشنا شدیم و از قضا این خواهرش با آخونده دوست شده بود =)))) بعد ما ردشو گرفتیم رسیدیم دم خونش ! رفتیم تو با خانومش صحبت کردیم که این چی کرده ! و ما باید چی کنیم ! بعد کمین زدیم تا شب این بیاد خونه ! بعد ما زنگ زدیم درو باز کرد … خودش نه ها زنش !!! بعد ما گفتیم این کو ! اول جلو در وایستاد نذاشت بریم تو که … بعد ما هم که حکم جلب نداشتیم و اینا گفتیم می ریم باهاش صحبت می کنیم … آقا رفتیم تو درو قفل کردیم … درو قفل کردیم ( این قسمت تاکیدی بود که در رو قفل کردن و البته با دو حالت مختلف ) هی گشتیم اینور اونور … ما دیده بودیم اومده تو ها رفته بود چی کرده بود و اینا … خلاصه رفتیم در کمد رو باز کردیم دیدیم بله حاج آقا اینطوری ( حالت نمایشی ) دستاش به سمت دیوار مانتوی خانومشو انداخته رو سرش و تو کمد قایم شده … حالا اینی که با ما اومده بود( یکی دیگه از شاکیا که سرش کلاه رفته بود ! ) یه شمشیر 1 متری با خودش آورده بود :O ( بعد من اینجا با تعجب می گفتم شمشیییییییر؟؟:O و ایشون تایید می کرد به حضـــــــــرت عباس ) ( یعنی این فرد صنعت مبالغه رو قورت داده ! ) الان اینی که من اینجا گفتم فقط یه قسمت خیلی محدود از این ماجراست که خودش یه ربع تعریف کردنش طول کشید !! من الان تازه خلاصه شده گذاشتمش :دی

حالا دوست دارید ادامه ی ماجرا رو تا دستگیر شدن یارو براتون بگم ؟؟؟ ( رونوشت به قبیوس که خیلی علاقه مند بود بشنوه این همکار ما چی می گه که ما می خندیم 😀 ..  موقع سربازی رفتنت می بینمت بهش می گم قبل اینکه پشت سرت آب بریزن یه بار برات ماجرا رو کـــــــــــــــــــــامل تعریف کنه ! فکر کنم البته به دلیل دیر رسیدن به پایگاه یه چند روزی اضافه خدمت بخوری:دی )

این سری صداشو ضبط می کنم پادکستش می کنم می ذارم برای همه دوستانی که می خوان سربازیشونو بخرن گوش بدن :دی

بازم اگه کسی سئوالی داشت می تونه از من یا ساغر بپرسه !!!

خلاصه دیگه داشتم بالا میاوردم از این قضیه ی سربازی … بابا برید سربازی دیگه … خواهش می کنم سربازیتونو نخرید 😀

Read Full Post »

امروز اومدم که یه پست علمی تخصصی هنری از خودم در کنم .

این پست همونطور که از تیترش پیداست راجع به نوشیدنی یی به نام چای هست. که به مناسبت اینکه امروز روز جهانی چای نامگذاری شده در تاریخ ما :دی ( به مناسبت تولد سلما چای خور اعظم :دی ) منم بد ندیدم که اینو اینجا بذارم شاید به درد کسی خورد. و البته از همین جا تقدیمش می کنم به سلما :دی

بعد از آب ، چای پرمصرف ترین نوشیدی در دنیاست. و اگر یک نوع با کیفیت آن را استفاده کنید می توان گفت سالم ترین را انتخاب کرده اید.

تحقیقات ثابت کرده که نوشیدن چای باعث کاهش پیری مغز می شود و در نتیجه مغز را تا سنین بالا هشیار نگه می دارد.

این اولین بار نیست که محققان درباره اثرات مثبت چای بر مغز و بدن انسان تحقیقاتی انجام داده اند. در سال 2005 محققان ماده ای در چای کشف کردند با نام اختصاری EGCG ( یه اسم چپر چلاقه که من نفهمیدم چی چیه :دی ) که این ماده طبیعی عمدتا در چای سبز یافت می شود و باعث کاهش تولید یک نوع پروتئین به نام بتا آمیلوید می شود که عامل بروز بیماریهایی نظیر آلزایمر و اختلالات مغزی است.

شاید به دلیل افکت های مثبتی که چای سبز در دهه های اخیر داشته میزان خرید چای در 16 سال اخیر افزایش زیادی داشته اما هنوز درصد کمتری از مردم از چای سبز در خانه هایشان استفاده می کنند.

چای سبز 100 در صد خالص یکی از بهترین و مقوی ترین نوشیدنی هایی هست که شما می توانید مصرف کنید.

اما چای سبز مقوی و صد در صد خالص چه شکلیه ؟

بیشتر مواقع وقتی چای سبز تهیه می کنیم و آماده می کنیم بر خلاف اسم سبزش اصلا سبز نیست و قهوه ای مات هست. این اولین نشانه ای هست که چای اکسیده شده ( یعنی خالص نیست و اینا ) و شما نمی توانید بهره ی 100 در صدی را که در چای سبز بدنبالش بودید بدست بیارید .  البته کسی هم نوشیدن این چای سبز را منع نمی کند.

اما اگر بدنبال چایی می گردید که بیشترین خاصیت را داشته باشد ، چای سبز ماچا به شما معرفی می شود.

چای ماچا ، برخلاف چای های معمولی که مایع شده و صاف می شوند ، از برگ چای تهیه می شود که این برگ ها پودر شده و به راحتی با آب مخلوط می شوند. رنگ این چای سبز روشن است و از عمده ترین نوشیدنی هاییست که ژاپنی ها در مراسم خود از آن استفاده می کنند.

همچنین محققان معتقدند که نوشیدن چای سبز یکی از اصلی ترین دلایلی است که ژاپنی ها کمترین میزان آلزایمر و اختلالات مغری را دارند.

علاوه بر اثری که چای سبز بر مغز دارد ، نوشیدن آن باعث راحت تر حضم شدن غذا نیز می شود.

پس اضافه کردن چند فنجان چای ( بخصوص از نوع سبزش ) ، روزانه ، می تواند یکی از راحت ترین راههایی باشد که از مغزتان مراقب بیشتری کنید.

Read Full Post »

المپیک

آدم که جنبه ی خونه موندن نداشته باشه همین می شه دیگه …. یه روز اعتیاد MBC Persia می گیرتش و حالا این روزها هم مبتلا به اعتیاد جدیدی به نام المپیک می شه !!!

بنده مفتخرم که بگم شرکت ما دست به یه حرکت محیرالعقول در طول تاریخ کارش زد و برای امروز همه رو به یه مرخصی اجباری فرستاد و همه رو خشنود کرد !!! و حالا ما مونده بودیم که با این تعطیلاتی که بر ما نازل شده چه کنیم و زدیم تو حرکات ورزشی و تماشای مسابقات المپیک .

پس اینچنین شد که بنده در این ایام تقریبا بیشتر مسابقات ورزشی رو از فوتبال گرفته ، والیبال و بسکتبال و بخصوص شنا و ژیمناستیک که خیلی دوست داشتم و پرش و شمشیر بازی و تیر و کمان و مقداری واتر پلو و شوتینگ و حتی پرتاب دیسک :دی رو تماشا کردم ! البته خیلی دوست داشتم جودو و تکواندو و این ورزشای خشن رو هم ببینم که توی تایم کاری من نشون ندادنش هنوز : دی

خلاصه جونم براتون بگه این دنبال کردن مسابقات به طور پراکنده و کاملا حرفه ای منو به این نتیجه رسوند که عجب اطلاعات ورزشیمون کمه ! مثلا من شمشیر بازی رو که نگاه می کردم نمی فهمیدم چرا اینو هر وقت همدیگه رو می زنن جفتشون خوشحال می شن :دی

خداییش اینجا 90 درصد مردم ورزش رو با اسم کشتی و فوتبال می شناسن . شاید چون تنها مسابقاتیه که از توی تی وی پخش می شه . مثلا ما دو تا دوچرخه سوار فرستادیم المپیک اما کی مسابقات همین دوچرخه سوارا رو توی ایران نشون دادن ؟

تاریخچه ی ایران رو توی مسابقات المپیک می خوندم نوشته بود از 46 تا مدالی که گرفتن 43 تاش مال کشتی و وزنه برداری بوده. و تنها 3 تای دیگش مال تکواندو بوده و تا سال 2000 ایران اولین بار توی ورزشی غیر از این دو تا ورزش مدال گرفت که اونم هادی ساعی در ورزش تکواندو یه برنز گرفت و 2004 تکواندمون 1 طلا و 1 برنز گرفت.

خداییش این همه تنوع رشته ی ورزشی . حالا باز خوبه یه چند سالی هست ورزشایی مثل تکواندو و جودو یه کمی حرفه ای تر شده و حرفی برای گفتن داره اما باز هم انقدری که به کشتی و وزنه برداری بها داده شده به ورزشای دیگه اصلا نگاه نکردن.

حالا این وسط اصلا فلسفه ی ورزش بانوان که دیگه هیچ …

+ گفتم ورزش بانوان یه مساله ای یادم اومد. در تمامی مسابقات بانوان دارای لباس های متبرجی بودن ! و من با مشاده این همه انسان متبرج کمی خوشحال شدم که در جهنم جایی برای من باقی نمی مونه:دی

من واقعا متاسف می شم می بینم این همه زنا توی کشورای دیگه می تونن برای کشورشون مقام و افتخار بیارن و  کسی به وضع ظاهری و اینکه چه لباسی می پوشن کاری ندارن و اون فرد رو چه مدال بیاره چه نیاره رو سرشون حلوا حلواش می کنن و بحث کشور ما و بانوانش واقعا جداست ! یکی از پرچم دار بودن یک خانوم ایراد می گیره یه روز دیگه یکی رو بخاطر وضع ظاهریش از تیم ملی اخراج می کنن !

پ.ن :: با وجود اینکه من همیشه طرفدار بانوان و ورزش و حق و حقوقشونم ولی دیروز انصافا به این نتیجه رسیدم که فوتبال بانوان اصلا هیجان نداره . یعنی همه ورزشای دیگه ای که دیدم و مال بانوان بود خیلی حال می داد اما فوتبالش اصلا فوتبال نبود.

پ.ن 2 :: یه مسابقه ی شنای بانوان رو می دیدم که گروهی بود یعنی اینیکی می رفت بر می گشت نفر دوم می پرید تو آب. سری اول که رفتن همه تقریبا با هم توی یه خط بودن دومیا که پریدن یهو به خودمون اومدیم دیدیم شناگر استرالیایی نصف راهو رفته و داره بر می گرده !!! من نمی دونم اینا موتور جت به خودشون وصل می کنن ؟ امروز که داشتم تو سایت المپیک گشت می زدم دیدم که شناگرای خانوم استرالیایی همه مدالای طلا رو قلع و قم کردن ! و خانوم رایس استفانی در شنا برای استرالیا 3 تا مدال طلا گرفته . اینو گفتم که فکر نکنین فقط فلپس می تونه همه مدالا رو بگیره:دی . در ضمن همش 20 سال سن داره. یاد بگیرید .

پ.ن 3:: گفتم فلپس یادم افتاد که بگم این بشر فضایی ! امروز هفتمین مدال طلا رو هم در شنای 100 متر پروانه گرفته ! و جالب اینکه نفر دوم فقط یک صدم ثانیه باهاش اختلاف داشته که یک شناگر صربستانی هم بوده.

این فلپس هم واسه خودش پدیده ای شده توی این المپیک ها . خدایی یه تنه 7 تا مدال طلا آوردن یعنی خارق العاده بودن ! و در شنا این مدال ها رو آوردن یعنی ماهی بودن !

پ.ن 4 :: همیشه توی مسابقات گروهی می گن که اینا گروهن ! اما اگه یه نفر توی یه گروه خراب کنه اون تیم می بازه. یا مثلا اگه یه نفر خوب بازی کنه عین همین شناگر استرالیایی می تونه تیمشو بندازه جلو.

فینال تیر و کمان بین کره و ایتالیا بود. هر دو تیم خیلی عالی بودن. یکی از بازیکنای ایتالیا بود که قشنگ تیر رو می زد وسط خال . یعنی قشنگ وسط وسط سیبل . البته کره ای ها هم همه تیراشون توی محوطه ی زرد بود . و آخر یکی از ایتالیایی ها چنان ضربه ی خرابی زد تو محوطه ی قرمز ! که باعث باخت تیمشون شد ! با اختلاف 2 امتیاز . خیلی زور داره ها.

بعد این مسابقه به این نتیجه رسیدم که من چقدر تیر و کمان علاقه مندم 😀

تا به این لحظه چین  27 مدال طلا  13 نقره و 7 برنز آورده . آمریکا  16 طلا 16 نقره و 22 برنز داره  و آلمان  8 طلا و 5 نقره و 5 برنز داره که سه تا کشور برتر المپیکن فعلا . البته با اون لشگر کشی که چین و آمریکا کرده بودن بالاخره بایدم انقد مدال می گرفتن .

Read Full Post »

آدم واقعا گاهی می مونه چی بگه !!

یعنی من هر چی فکر کردم که چی بگم انقد هنگ بودم که نفهمیدم چی می شه گذاشت اسمشو !!! یعنی من جملاتی احمقانه تر از این جملات نشنیدم !!!

نجس بودن آب بخاطر اینکه یه اسرائیلی داره توش شنا می کنه ؟ و شناگر ایرانی باید بخاطر اینکه اسرائیلی توی آبه شنا نکنه چون نجس می شه ؟؟؟!

نه واقعا من نمی فهمم اینو ، شاید  یکی واقعا باید بیاد منو توجیه کنه که این یعنی چی ؟!؟!؟!!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!

بابا بسه کم مضحکه ی این و اون نیستیم به خدا که اینم بخواد بهش اضافه بشه . من  نمی فهمم همه مگه مخلوق یه خدا نیستن ؟؟؟ خدا چطوری ممکنه یک انسان رو نجس بیافرینه ؟؟؟ این یعنی اوج بیشعوری اوج عوضی بودن و احمق بودن و مغز …… داشتن ! آخه تو اون مغز چیه که این اراجیف رو می بافه ؟!؟!؟!؟!؟

هر سری اینا لشکر کشی می کنن می رن المپیک بعدشم یا رو تشک حاضر نمی شن یا تو استخر نمی رن ! بعدم میان اینجا در حالی که همه دنیا به ریشمون خندیدن و به اون ورزشکار ری …..ن !!! بهش مدال افتخار می دن و یه کت و شلوار  قهوه ای تنش می کنن و می گن به به چه تری زدی !!! ( من واقعا شرمنده ها ! اما این مساله نمی دونم چرا از صبح تا حالا رو مخمه !!!! )

اصلا از اولش بخاطر حضور اسرائیل تشریف مبارک رو به المپیک نبرید که مجبور بشین این همه گله بکشین ببرید !!! و بعدش هم عوض تشکر از این ورزشکارا و عوض به به چه چه کردن و خوشحال شدن اینکه ما هم بالاخره ورزشکار زن داشتیم تو مسابقات بیایم و بگیم که چرا پرچمدارمون زن بوده !!!

یعنی مغز من یکی که جوابگو نیست !!! نه جوابگوی اینکه چرا یک زن نباید پرچمدار باشه !!! نه جوابگوی اینکه چرا یه نفر نباید در مسابقه ای که این همه برای رسیدن بهش تلاش کرده شرکت کنه چون یه اسرائیلی تو آبه ! لابد توقع دارن که بگن باشه تو بصورت پرایویت شنا کن چون تویی !!! یا یکی که می تونه مدال بیاره توی جودو بیخیال بشه چون حریفش اسرائیلیه ؟!؟!؟!؟! بابا بس کنین این مسخره بازیا رو .. مردم دنیا فکرشون کجاست شماها اون مغز اندکتو چه مزخرفاتی می تونه بسازه !!!

المپیکی که بر پایه  ی صلح و اتحاد و دوستی برگزار می شه رو قشنگ با این حرکت خراب می کنید. المپیک خراب نمی شه این ماییم که میریم زیر سئوال . که مسائل سیاسی و دینی و خونوادگیمون توی ورزشمون به هر نحوی دخیله.

همینه انقدر تو دنیا داریم حرف اول رو می زنیم ! تو خرابکاری اولیم به خدا ! و تو خندوندن دیگرون …

من واقعا می خوام بدونم این مسخره بازیا کی تموم می شه ؟!؟!؟!؟!

اسرائیل می خواد از صفحه روزگار حذف بشه ؟ بدبختای ابله این ماییم که کم کم داریم از صفحه ی روزگار محو می شیم ! از سری بعد اصلا ایران رو با این گندکاریاش به عنوان یه کشور نمی شناسن که بخواد بره اونجا و هی ناز و کرشمه بیاد که پوستم خراب می شه شنا نمی کنم ! از این خوشم نمیاد . از اون بدم میاد . بابای اون به من چپ نگاه کرد من مسابقه نمی دم  ، فلانی بو می ده !!! و این ادا اصولا …

به خدا بسه !!! به خدا زشته … این طرز تفکر زشته … از زشت اونور تر … اون مغز پر از گ… اینا یعنی چی توشه ؟؟؟ من واقعا دوست دارم کالبد شکافی بشن ببینن اینایی که این تزا رو می دن اصلا مغز دارن ؟؟؟!؟!؟!؟!

شنیده بودم یکی از علما برای شرعی کردن توی آب رفتن ایرانی و اسراییلی در یک استخر گفته بود که چون ایرانیه خط اوله و اسرائیلیه خط 9 نجاستش به این نمی رسه پس می تونه مسابقه بده ؟!!؟!؟!؟!؟!؟!؟:O:O:O

ای ما چقدر بدبختیم که چهار تا شیپیشی که سال تا سال رنگ استخر و ورزش و این چیزا رو نمی بینن برای ورزش ما تصمیم بیرن و بگن خانوما برای شنا چه لباسی بپوشن !!! آقایون کی برن تو آب !!! این ساعت از روز مسابقه ی کشتی دادن حرام است !!! کی پرچم بگیره دستش !!! کی چطوری راه بره !!! اون چرا حین راه رفتن لبخند رو لبشه !! اونیکی حین رژه رفتن به چپ نگاه کرد مکروهه !!

بابا خفه شید …. خفه … اصلا فکرشم می کنم خییلی عصبانی می شم … خیلییییییییییییییی …

Read Full Post »

من نخوام کسی اتاقمو تمیز و مرتب کنه کیو باید ببینم ؟؟؟؟

خب اعتراف می کنم اتاقم به طرز وحشتناکی در همه … ولی به طرز عجیبی توی این شلوغی اتاق من می دونم چی کجاست ! مثلا اگه 100 تا سی دی رو میز کامپیوترم باشه می دونم فلان سی دی سشی دی چندمه … یا مثلا همین امروز دفترم رو از جایی بیرون کشیدم که مغز هیچ انسان متفکری هم خطور نمی کرد این دفتر اینجا باشه اما تا لیدا گفت فلان چیز ( یعنی همون قبض تلفن ) رو بده ! من دفترم رو از پشت سی دی ها و جعبه ها و پتو و ملافه کشیدم بیرون و از لای دفتر ( صفحه ی چندمش هم می دونستم :دی ) قبض رو بیرون کشیدم و بدون هیچ مشکلی کارمون راه افتاد.

حالا فرض رو بر این بگیرید که اتاق منو تمیز و مرتب کردین شده عین ماه . دفتـــــــــــــــــــــــــــــــــرم کجاست ؟؟؟؟ حالا دقیقا توی کشوی لوازم تحریرم هم قرار داده شده باشه این مغز منه که می ریزه بیرون.

امروز سر پیدا کردن یک وسیله ای که بنده کنار کیفم  گوشه ی اتاق گذاشته بودم پدرم در اومد ! و از هر کیم پرسیدم باب ااین کیسه توش 4 تا کاور بود همین اینجا بود کی دست زده همه ابراز بی اطلاعی کردن و بالاخره با تلاش بسیار در یک جای عاقلانه ! یعنی کمد لباسا پیدا شد … بابا به کی بگم وسایل من رو در جاهای عاقلانه نذارین !!! من مغزم هنگ می کنه !! اگه دفترم توی کشو باشه ! سی دی هام سر جاشون باشن  ! و وسایلی که در گوشه ی اتاق می ذارم در کمد باشن ! من دیوونه می شم … کمککککککککککککک ..

نکته : البته لازم به ذکره که من فقط و فقط علاقه ی وافری به قرار دادن لباسام به طور مرتب و منظم در کمد لباس ها دارم. و اگه کسی در کمد یه لباس روی لباس من آویزون کنه باز شاکی می شم:دی

چند روزی قطع بودم . یعنی ای دی اس الم به لطف مخابرات و با زحمات فراوان دست اندرکاران سپنتا و دوستان و آشنایان به مدت 5 روز قطع بود !

من که می دونم کار کی بوده !!!! حین قطع کردن سیم های مخابرات ! ازش عکس گرفتن … مشاهده بفرمایید .

لازم به ذکر است که این فرد دستکش در دست ندارد و بشدت در دادگاه بر علیهش استفاده می شود :دی

به زودی زود بر می گردم ….

Read Full Post »