والا از شما چه پنهون کسی که ما رو به این بازی دعوت نکرد . اما وقتی دیدم که برای وارد شدن به وبلاگم در وردپرس باید از vpn استفاده کنم به این فکر افتادم که حتی بدون دعوت در این بازی وبلاگی شرکت کنم و کمی نامه نثار جان عمو فیل بنماییم ! عمو [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘بازی وبلاگی’
نامه به عمو فیل .. باف – بازی وبلاگی
ارسالشده در بازی وبلاگی, طنز, عمومی در آوریل 8, 2009 | 3 دیدگاه »
من و کودکی
ارسالشده در بازی وبلاگی, خاطره, خصوصی در فوریه 22, 2009 | 12 دیدگاه »
توسط میلاد به بازی عکس دوران کودکی دعوت شدم و به دعوت لبیک گفتم و رفتم عکسای بچگیمو ریختم بیرون و اسکن کردم . متاسفانه من کودکی ترین تصویری که دارم اینه یعنی که این می تونه اولین تصویری باشه که توسط دوربین عکاسی از اینجانب گرفته شده بعد انگاری همش توی یه روز گرفته [...]
من و ترس هایم …
ارسالشده در بازی وبلاگی, خصوصی در دسامبر 9, 2008 | 5 دیدگاه »
از طرف مریم اس اس عزیز به طور ناگهانی :دی و خیلی یهویی ! به بازی ترس ها دعوت شدم . قرار شده که توی این بازی از ترس هام بنویسم . این ترسایی که دارم می گم هیچ کدوم به اونیکی ارجعیت ندارن و همه در یک رده هستن :دی اکثر ما آدمااز مرگ [...]
اگر من نامرئی بودم …
ارسالشده در بازی وبلاگی, طنز, عمومی در نوامبر 7, 2008 | 14 دیدگاه »
خب بعد یه مدت تنبلی و این حرفا حالا برگشتم و اینا :دی من کلا بازی دوست دارم حالا چه وبلاگیش چه فیسبوکیش چه یاهوییش و چه غیره :دی به همین جهت هر بازی که دعوت بشم خودم رو سریع می ندازم توش :دی و این بار توسط میلاد ( اوه ببخشید اصلاح می کنم [...]
خاطرات مرگبار
ارسالشده در بازی وبلاگی, خاطره, خصوصی در سپتامبر 21, 2008 | 9 دیدگاه »
هم از طرف حدیث عزیز هم از طرف علیرضا دعوت شدم به بازی خاطرات مرگبار و از اونجایی که من خیلی امروز فردا می کنم سر بازی کردن گفتم اینیکی رو از دست ندم تا پس فردا اگه بازم بازی در کار بود منم بازی بدن :دی قرار شده سه تا از خاطرات مرگبار و [...]
for one more day
ارسالشده در بازی وبلاگی, طنز, طنز اجتماعی, عمومی در ژوئن 15, 2008 | 8 دیدگاه »
از طریق آق فری به یک … به یک …. !!! هوووووووووووم … به یک ؟! بازی؟!؟! آخه شماها به اینم می گین بازی ؟ آخه بازی بازی با مرگ و زندگی هم بازی ؟! این آق فری منو دعوت کرده که بگم اگه بدونم 24 ساعت آینده می میرم ( همه زبونتونو گاز بگیرید [...]