خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for جولای, 2009

Cruel Summer!

تابستون گرم تابستون داغ
تابستون مرگ تابستون خون
تابستون زرد تابستون خشک
تابستون بی رمق
همیشه بچه که بودم دوست داشتم تابستون بشه که مدرسه نرم .. تابستون برام یه معنای آزادی می داد از درس و مدرسه … گرماش برام انقد به چشم نمیومد و جلوی باد کولر به این فکر می کردم که یه تابستون دیگه اومده [...]

Read Full Post »

دارا جهان ندارد سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد
کارون زچشمه خشکید
البرزلب فروبست
حتا دل دماوند آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند آسان رهید وبگریخت
رستم در این هیاهو گرز گران ندارد
روز وداع خورشید زاینده رودخشکید
زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها [...]

Read Full Post »

وقتی که …

وقتی که حرفایی برای گفتن داری و نمی گی
وقتی که  می ترسی از حرف زدن از نظر دادن از اینکه بخواد صدات در بیاد و چیزی بگی که مبادا …. حتی بترسی که بنویسیش
وقتی حتی از خودت بترسی که چیزی گفته باشی که منظورت نبوده یا کاری کرده باشی که نمی خواستی
وقتی که هزار تا [...]

Read Full Post »

خفقان

کشوری که انتخاباتش اینطوری باشه ( ما نمی گیم تقلب شما بخوانید تقلب )
دولتش اونطوری باشه ( ما نمی گیم زور شما هر چی دلتون خواست بخونین )
دولتمرداش اینطوری باشن ( ما نمی گیم دروغگو شما خودتون می دونین ! )
سردمداراش اونطوری باشن ( اینو نمی گیم چطوری خودتون یه طوری براش پیدا کنید )
دوستاش [...]

Read Full Post »