شهر ما تا دور دوراش بیابون و بیابونه تشنه ی بارونه و ابرای اون بی بارونه !
من نمی دونم جریان چیه که وقتی اینجا بارون میاد به شدت همه چیز می ریزه به هم . نمی فهمم چرا همه استرس می گیرن … چراغای سه رنگ راهنما هم به کل قاط می زنه ! می گن اتصالی می کنه ! مثلا سر چهارراه وایسادی و می بینی تمامی چراغ های اینور و اونور و روبروی و عابرپیاده و اینا همش قرمزه اما با وجود قرمز بودن همه ی چراغ ها ماشینا از وسط چهارراه رد می شن ماشینایی که از بالا دارن میان پایین و از چپ دارن میان راست همه با هم حرکت می کنن و این وسط عابرن پیاده هم که چراغ رد گردیده شدنشون ! هم قرمز هست همینطور که ماشین داره از چپ میاد راست و از راست می ره چپ و از بالا میاد پایین و از پایین می ره بالا از وسط این ماشینا به سبک پارتیزانی رد می شن و این وسط ترافیک می شه یکی می زنه رو ترمز اونیکی فحشش می ده و پیاده می شن همدیگه رو می زنن و خلاصه اینم از ترافیک شهری !

شهر ونیز توی ایتالیا به شهر روی آب معروفه . ونیز هم که اول این مدلی نبوده به مرور زمان این شکلی شده یعنی خیلی سعی و تلاش کرده که شده این ! ولی تهران فقط کافیه یکساعت و بیشتر بارون بباره تا چاهها پر بشه جوی های آب لبریز بشه و تا زانو برید تو آب ! و کمی حس خارجی بودن و تو ونیز زندگی کردن بهتون دست بده !

ای کاش همینجا تموم می شد ماجرا … وقتی که اینجا بارون میاد شهر رو گند و کثافت می گیره و مامورای محترم شهرداری یادشون میفته که جوبای آب پره از آت و آشغال ! طرف ظرف یکبار مصرف غذاشم می ندازه تو جوب ! دیگه سیگار و آدامس و بسته ی پفک و چیپس که عادیه !!!!!!!!!! من نمی دونم یعنی این انقدر سخته که یکی آشغالشو بندازه تو سطل ؟؟؟؟
حالا همه اینا به کنار ، مردم چرا انقد ایشه و ایفه میان ! بابا بارون داره می ریزه رو سرتون کسی که کار خرابی داره نمیکنه رو سر شما که با اکراه و قیافه های چپول و کج کردن دهن باهاش برخورد می کنین !
خب آقای محترمی که در این مضعیت زمین و هوا داری رانندگی می کنی چرا فکر می کنی باید طوری برونی که وقتی از کنار یه عابر رد می شی طرف دوش بگیره ؟؟؟؟؟
ویدا هر روز بهتر از دیروز آی تی نویسی و پزشکی رو تخته کرد رفت سراغ موضوعات شهری و آب و هوا و اینا بابا لایک
بسیار بجا نوشته بودی!
زمین خدا رو عایق بندی کردیم و توش راه آب درست کردیم و بعدشم اینقدر آشغال ریختیم توش که راهش گرفته. تقصیر از خودمونه