امشب دیدم این کرم آپدیت کردن افتاده تو وجودم . گفتم بد نیست راجع به چند تا سوتی بنویسم و کمی دور همیم بخندیم:دی
+ دوستم زنگ زده بود می گفت رفته سگ خریده. منم بعد از کلی ذوق مرگ شدن و قربون صدقه ی سگه رفتن گفتم : خب حالا سگت مادست یا سگه !!!
)))
گفت : یعنی چی ؟ خب سگه دیگه ؟؟؟؟
منم در تایید گفتم : آها سگه ؟:))))))
+ توی شرکت بودیم و ساندویچ سفارش داده بودیم . ساغر طبق معمول سس سفید می خواست و ازم پرسید سس سفید گذاشته ؟
منم با کمال اعتماد به نفس گفتم : آره بابا هم سفید داره هم مشکی
)))))))))
+ آقای دال یادتونه ؟
پ.ن : امروز که آمار وبلاگمو نگاه می کردم دیدم که یکی کلمه ی “دال” رو سرچ کرده رسیده به وبلاگ من
من موندم چی می خواسته پیدا کنه با سرچ این کلمه ؟ حالا که قدرت سرچش بالاست منم هی استفاده می کنمش
))
این آقای دال همونطور که می دونین خیلی رو مخ ماست :دی
این داخلیش هی زنگ می خورد و رزا سراغشو می گرفت من می گفتم نیست . از اونجایی که داخلیش نزدیک ترین تلفن به منه من جوابب تلفنو می دم . خلاصه بعد از 10 بار زنگ زدن و پرسیدن اینکه اومده یا نه تصمیم گرفتم دیگه جواب تلفنو ندم.
تلفن زنگ خورد ، هی خورد هی خورد هی خورد . عباس برگشت گفت چرا جواب نمی دی؟
منم با حالتی کاملا عصبناک و نامحترمانه و بسیار بسیار با صدای بلند گفتم : به من چه ! با من که کار نداره با این یارو کار داره ! مرتیکه هم که ……….
یه آن دیدم ساغر چشاش زد از حدقه بیرون و زیر لب گفت : دال تو این اتاقست !!!
پ.ن : در گوشه ای از اتاق ما یه پارتیشن هست که یه بخش درست شده برای دستگاه فکس و این حرفا .
منو می گی بلند شدم و یه سرکی کشیدم دیدم بله اینجا تشریف داره :دی … نمی دونین چه حس بدی بود !!! در عین حال خنده و در حال دیگه حس شرمساری :دی گوشیو برداشتم و در حالی که از خنده داشتم می مردم به رزا گفتم بعدا زنگ بزنه
))) اما خیلی آبروریزی شد …
اولم بلههههههههههههه
یکی بود به فرزاد می گفت خدای سوتی کی بود؟
عجب سوووتی اییییی . ولی فکرشو کن آقای دال ( منم شرکت کردم تو همه گیر شدن وبلاگت ها (; آقای دال میومدو می گفت ببخشید خانم چی گفتید؟ … آخ آ خ آخخخخخخخخ اونوقت خیلی جالب ناک مشد نه ؟ (;
بالاخره این رزا تونست دال و پیدا کنه یا نه ؟؟؟؟
خیلی مهمه من نگرانم ( نیش )
سس سیاه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حالا م کگفتی آبی بازم یه چیزی همشون مثع سس می مونن شل و وا رفته !
در مورد سگ هم نظری ندارم چون بدم میاد ازش
در ضمن این خیلی گیر میده اعصاب نمی زاره واسه انسان
سلام بعد کلی وقت!!!
حسابی معلومه کمتر میای اینوراها، انگار دنبال بهونه ای که آپ کنی
حسابی دعا کن ما رو تو این ماها
باور نمیکنی چقدر احتیاج دارم!
موفق باشی
کامنت شماره 2 تایید میشه بدجور و شدیدا.
و هاهاهاهاهاهاها اول صبحی دارم بهت با صدای بلند میخندم سوتی =))))
آقای دال که میگی یاد آقای هویج , آقای خیار , آقای سیب و آقای بامیه و اینا میفتم تو اون کارتونه بود
)))
دوتا سوتي اولي مهم نيست اما سوتي سوم واقعا معركه بوده!
من اگر بودم سر جام خشك مي شدم!!!
سلام.
جالب بود
http://thelightnights.wordpress.com
زین بعد به جای واژه نامعنوس بگو زنده باد زندگی بگوئیم بگو زنده باد سوتی.
ماشالا میتونیم ویوا سوتی ویدا هم بگیم.
پیام به شکل اسپم:
سلام خیلی پست قشنگی بود به من هم سر بزن لینکمم کن:دی
اين كارهاي تو ديگه از سوت گذشته و به بوق رسيده.
من منتظر ياري سبزتان هستم. به آدرس وبلاگ:
http://www.myfreesight.wordpress.com
میبینم که واسه خودت یه پا سوت سوتک شدی چندوقته! (چشمک) / ما که تنها بودیم و کسی دورمون نبود که باهم بخندیم،ولی خندیدیم! :دی