خب بعد از اینکه دیگه تقریبا 90 درصد وبلاگستان یه پست راجع به سریال دیدنی لاست نوشت حالا دیگه نوبت منه که با توپ پر بیام چند تا دری وری به این دست اندرکاران این برنامه بگم دلم خنک شه
بعد از به اتمام رسوندن سیزن 3 از این سریال بسیار بسیار شاکی شدم [...]
Archive for سپتامبر, 2008
Lost
Posted in T.V, عمومی on سپتامبر 26, 2008 | 25 نظرات »
خالی …
Posted in عمومی, پراکنده on سپتامبر 25, 2008 | 10 نظرات »
هر کی می پرسه حالمو می گم همه چیز عالیه
کاش که بدونی بی تو ، اینجا چه عشق و حالیه
حالا می فهمم خالی ، یعنی چه عشق و حالی
خالی یعنی بی تو
بی تو یعنی عالی ….
D:
درسهایی از زندگی …
Posted in T.V, طنز, عمومی on سپتامبر 22, 2008 | 10 نظرات »
امروز جای شما خالی بعد از مدتهای مدید خونه ی خاله مهمون بودیم. از اونجایی که باز هم مدت مدیدیه که ما تو خونه تی ویمون روشن نمی شه و سریالا رو نمی بینیم و دنبال نمی کنیم ( البته به غیر از سه شنبه ها که سریال پرستاران نشون می ده ) بر حسب [...]
خاطرات مرگبار
Posted in بازی وبلاگی, خاطره, خصوصی on سپتامبر 21, 2008 | 9 نظرات »
هم از طرف حدیث عزیز هم از طرف علیرضا دعوت شدم به بازی خاطرات مرگبار و از اونجایی که من خیلی امروز فردا می کنم سر بازی کردن گفتم اینیکی رو از دست ندم تا پس فردا اگه بازم بازی در کار بود منم بازی بدن :دی
قرار شده سه تا از خاطرات مرگبار و خفنناک [...]
سریالای ایرانی از چند قاعده مستثنی نیستند یکی از این قواعد همیشگی سریالای ایرانی :
طرف زن داره و می ره زن می گیره بدون اینکه زنش بفهمه !
بعد می گن بده این کار ولی توی لایحه ی ضد خانواده آزاد گذاشتنش ..بعد من می خوام بدونم اگه این لایحه تصویب بشه این ایرانیا می خوان [...]
معرفی چند سایت
Posted in google, اینترنت, عمومی, پراکنده on سپتامبر 13, 2008 | 12 نظرات »
بد نیست هرازگاهی سایتای جالبی که باهاشون برخورد می کنیم رو برای همدیگه معرفی کنیم. البته بروبچ از این کارا زیاد می کنن منم یاد گرفتم ( امیدوارم این عمل کپی رایت نداشته باشه اسمایلی کت وومن ))) )
+ سایتی برای تلفظ درست لغات انگلیسی
این سایت یک دیکشنری تلفظ لغات [...]
سوتی
Posted in خصوصی, پراکنده on سپتامبر 10, 2008 | 13 نظرات »
امشب دیدم این کرم آپدیت کردن افتاده تو وجودم . گفتم بد نیست راجع به چند تا سوتی بنویسم و کمی دور همیم بخندیم:دی
+ دوستم زنگ زده بود می گفت رفته سگ خریده. منم بعد از کلی ذوق مرگ شدن و قربون صدقه ی سگه رفتن گفتم : خب حالا سگت مادست یا سگه !!! [...]
می گم بد نمی شد ما هم می تونستیم عین آیدیمون گاهی اینویزیبل بشیم !!! وقتی حوصله نداشتیم دیگه کسی ما رو نمی دید که بخوایم دلایل مسخره و بیخود واسه ی قیافه ی در هم و تو فکر بودنمون بیاریم !!!
اینو وقتی آنلاین بودمم تجربه کردم . دوستات ازت می پرسن چته و تو [...]