این ماجراهای خنده دار زندگی من تمومی نداره …
همین می شه سوژه واسه آپدیت زیاد پیدا می کنم دیگه !!!
یه سری خبر دارن که این گربه ی شیطون و سوسول ما دو روزی از خونه زده بود بیرون ! خب بالاخره دیشب توی کوچه موچه های اطراف خونمون پیداش کردیم و سعی کردیم که ازش دیگه بصورت ویژه مراقبت کنیم و نذاریم دیگه بره بیرون.
امروز بابام که داشت از در می رفت بیرون این گربه دنبالش دویید بیرون و من دنبال گربه دوییدم بیرون و چشمتون روز بد نبینه در خونه پشت سرم تالاپی بسته شد و من موندم و یه خونه ی خالی بدون کلید ( کلید از اونور روی در بود ) بدون تلفن و با بدتر از همه تاپ و شلوارک با موهایی ژولیده توی راهروی ساختمون !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حالا قضیه ی کاسه ی چه کنم چه کنم همین جا صدق می کنه !!!
من اول خیلی تقلا کردم با تنه زدن به در درو باز کنم که انگاری شک همسایه ی روبروییمون رو بر انگیخت چون هی یواشکی درو باز می کرد بعد دوباره می بست.
نکته :: این همسایه روبرویی ما تازه یه هفتست که اومده ! و اصلا از نظر من شخصا آدم قابل اعتمادی نیست !!!
خلاصه چشمتون روز بد نبینه رفتم توی حیاط و راههای مختلف به خونه رسیدن رو مرور کردم ! خوشبختانه خونه ما طبقه ی اوله اما خب بازم برای رسیدن به پنجرش باید راهی رو طی کرد
( چاره ای نداشتم باید از دیوار بالا می رفتم ! ) یعنی هر شرایطی بهتر از این بود که منو با این وضعیت توی راهرو ببینن !!!
اول دیدم ماشین همسایمون زیر پنجره ی اتاقم پارکه ! گفتم خب بسم الله برو بالا ! بعد تا اومدم برم بالا به ذهنم رسید که از بدبختی ما این ماشینه دزدگیرش صدا کنه ! تا الان که هیچکی ما رو ندیده حالا اینم بوق بوق کنه صاحابش بیاد منو رو ماشینش ببینه چی فکر می کنه !
گفتم این راه درستی نیست ! یه کمی توی حیاط قدم زدم و از اونجایی که طبقه ی پایین ما بنایی دارن یه نردبون پیدا کردم! حالا نردبون چی ! دوبرابر خودم قد و وزنش بود
))) یعنی اگه یکی می دید من دارم اون نردبون رو حمل می کنم می گفت نردبون داره منو حمل می کنه
))))
با هزار بدبختی نردبون رو گذاشتم دم پنجره ی اتاقم حالا خندمم گرفته و عین این دزدا اینور اونورو نگاه می کنم که کسی نیاد منو توی این شرایط ببینه !!! فکر کنین با تاپ و شلوارک رنگ و وارنگ با حالتی مضطرب و خنده ی روی لب و موهای ژولیده !! اگه کسی منو می دید شک می کرد که مواد پواد چی مصرف کردم که انقد شاد و شنگول با اون وضع دارم از پنجره ی خونمون می رم تو … خلاصه تلاشم نتیجه داد و تونستم به سختی از پنجره برم تو … اما کار شدنی یی بود !!!! حالا نشستم زیر پنجره هر هر می خندم !!! بعد با خودم می گم برم نردبون رو بذارم سر جاش … بعد تا دم در رفتم گفتم گ… خوردم بذار همونجا باشه باز دم در می مونم باید از دیوار برم بالا
)
خلاصه که امروز ما هم با این حرکت تام رایدری گذشت . دوستم شیرین می گه اگه همسایتون تو رو دیده باشه بین همسایه های دیگه شورا می ذارن و به این نتیجه می رسن که تو واسه ساختمون خطرناکی ! یا مثلا می گن این دختر همسایه واسه خاطر جلب توجه از دیوار خونشون می ره بالا !!! همین امروز فرداست که بیان ببرنم!!!
می بینم که استعداد از دیوار بالا رفتن و دزدکی توی خونه اومدن دارم !!! فکر کنم بتونم دزد خوبی باشم
))
خب فردا می ریم روی سوییت روبرومون امتحان می کنیم ببینیم تو خونشون چی دارن
))
حالا بابام اومده بهش می گم اینطوری شده می گه آفرین خوبه
) کلی داره ازم تعریف می کنه ! می گه کارت درسته ….
++ می خواستم راجع به درگیریای پارک ملت بنویسم اما حیفم اومد این حرکت ژانگولری رو براتون تعریف نکنم نخندیم. اونم طی یکی دو روز آینده می نویسم حتما …
حالا اگه شما بودین چیکار می کردین /؟؟؟
آخ جون اولين نظر، من بايد همين جا اعلام كنم اينجانب در همون دقايق اول گم شدن اين گربه با صاحب گربه به همذات پنداري پرداختم و انواع روشهاي بازگرداندن حيوان خانگي را يادآوري كردم:d :d :d
ای بابا. زنگ در همسایه روبرویی تون رو میزدی حداقل یه چارقدی چیزی امانت می گرفتی!
)))))))
ای شیطووووووون
)) کاش بودم و ازت فیلم می گرفتم
)))) کارت درست بوده خدایی. ولی اگه طبقه دهم بود خونتون چی کار میکردی؟ گربه رو می گرفتی خودتو پشتش قایم می کردی :دی !!!!
من میرفتم بیرون بعدش گشت ارشاد می گرفت منو بعدش همین ها دیگه :دی
داك ميگم شانس آوردي گشت ارشاد تو خونه ها رو هنوز استاد نكرده!!! وگرنه پدرت باس ميومد وزرا دنبالت جا اينكه بره دنبال گربه! هه هه هه ايول دوكي ميگم برا بقيه دخترا هم از اين كلاس تقويتي ا بذار!D;
میگم حالا واسه درک بهتر ماجرا!! یه عکس از خودت میزاشتی ببینیم چه شکلی بودی اون موقع؟!!! :دی
BODO PARK MELATAM MARGHOM KON BARA DOSTAN
میگم یه موقع این همسایتون ازت فیلم سیاه نگرفته باشه و پخش نکرده باشه؟!!!! (چشمک)
:=)))))))))))))))))))))))
نصف شبی مردم از خنده!
اسمایلی شکم درد!
توم ریدر نه تام رایدر !!
سلام ..:
خوب هستین …
ببخشین ..شرمنده دفه اول میام ایجا …
میشه بپرسم چند سالتونه؟
CHaX
Mr.KING
خدا رو شکر که این اتفاقات خنده دار زندگیت تمومی نداره!
)
)
کارت درسته! اسمایلی بابات!
سلام.
خوب شد ديگه! شغل آينده تضمين شد. البته تا زماني كه شغل فعلي پابرجاست كه هيچ چي. ولي هر زمان كه هوس تغيير شغل كردي ديگه خيالت راحت. درآمدشم خوبه!
يادم نمياد تا حالا پشت در موندم يا نه. ولي اگر بمونم هيچ راهي ندارم. چون خونه ي ما طبقه ي سوم هست و دور تا دورشم خاليه. يعني بايد وايسم تا يه نفر برسه به دادم! اما يادمه پسر همسايمون يه سري پشت در موند كه از اونجايي كه ما همه ي همسايه هامون خوب و قابل اعتمادن، اومد خونه ي ما تا مادرش برگرده.
راستي، خوبه اتفاقاي زندگيت خنده دارن. وگرنه تو با پشت گوش انداختن يه مسافرت معلوم نبود چه بلايي سر خودت مياوردي!
شاد باشي و هميشه خندون، ويدا ژانگولرِ گلم!
=))))))))))
آخرش بود.منم یه بار همین بلا سرم اومد.فقط فرقش این بود که در حیاط بسته شد من موندم تو کوچه :دی
رفتم بالای تیر چراغ برق یه سیم بالاش پیدا کردم در آوردم سرشو کج کردم با بدبختی از تو نرده های در ردش کردم انداختمش پشت سیم آیفون.کشیدم در باز شد :دی
البته این عملیات نیم ساعتی طول کشید
Excellent =))
شخصا از این که همچین شیرزنانی در کشورم زندگی میکنن به خود میبالم
دزدای قدیم با لباس مشکی و نقاب از دیوار مردم می رفتن بالا دزدای آخر الزمان…!البته با این پوشش راحت تر میشه بالا رفت! من تو یه چیزی موندم! مگه تو دنبال گربه ندویدی بیرون بعد در بسته شد؟! خوب نقش گربه این وسط چیه؟! آیا گربه خودش از دیوار بالا رفت؟! آیا تو او را بردی؟! آیا تو او را به امان خدا رها کردی؟! آیا گربه هم تاپ و شلوارک پوشیده بود؟
من دلم تنگ شده يك عالمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
1.خدا لعنت کنه هرچی گربه مردم آزارو
2.میخواستم بگم آخه دختر آدم با اون سر و وضع سراق این کارها نمیره که بعد به خودم گفتم خوب بیچاره چیکار میکرد مجبور بود دیگه!!!!!!!!!
3.تا حالا نمیخواستم بهت بگم ولی خیلییییییییییییییییییییی سوتی هیتی
با عرض پوزش فراوان بدین وسیله اشتباه اصلاح میگردد: هیتی نه هستی
سلام.یعنی اگه تو میگفتی که پشت در نشستی تا بابات یا کسه دیگه ای بیاد من کلی تعجب میکردم، ولی الان که گفتی این کارو کردی باید بگم که برای تو کاملاً طبیعیه!!
من خودم تا حالا 6 بار از در حیاتمون بالا رفتم و از اونطرف اومدم پایین چون کسی خونه نبوده که ایفون رو بزنه.
ما خونمون طبقه 2 هست و یه با مجبور شدم برم تو حیاط خلوت همسایه از لوله گاز و آب ساختمون بکشم بالا و از پنجره پزیرایی بیام تو!.
یه بارم دیر رفتم هنرستان درو بستن و رامون ندادن منم کارگاه داشتم طبقه سوم، از لوله آب گرم که از شوفاژ خونه میومد گرفتم رفتم بالا تا طبقه 3 بعد با کمک یکی تو کارگاه از پنجره رفتم تو البته کابل تلفن رو هم پاره کردم! بعد بچه ها کیفمو انداختن بالا واسم.