آنچه گذشت … وای هوا چقدر سرده ؟! جلوی کامی من چرا انقدر شلوغه !!! ای ول عجب زمستونی بشه امسال ! امروز آخرش باز ی چند چند شد اینا چرا انقدر بیرون بوق بوق می کنن !!؟ ! اگه همین طوری هوا فقط سوز داشته باشه زمستون حال نمی ده باید یه برف درست حسابی بیاد تا زانو بریم تو برف . اه این گربه چرا انقد میو میو می کنه بگیر بخواب دیگه …!!!
از اونجایی که یه غیبت پر مناسبت داشتم !! الان فرصتی پیش اومده که شب یلدا ، عید قربان ، کریسمس ، عید غدیر و سال نوی میلادی رو کمپرس کنم و کلا یه تبریک بگم . چشم هم گذاشتیم یه سب یلدای دیگه شد . پارسال یادمه یه یلدا بازی راه انداخته بودیم تو بلاگستان .
حالا کجا بودم ؟! همین دور و برا.. یعنی خودمم اصلا نفهمیدم از شب یلدا به اینور چطور گذشت . حتی به اونورم نفهمیدم چطور گذشت :دی … حالا بگذر یم توی این دو هفته به معنای واقعی معنی کلماتی نظیر Busy بودن یا Hardwork رو فهمیدم ! ( نیگا دو هفته رفته اومده دو تا کلمه زپرتی یاد گرفته !!! )
قبلنا فکر می کردم که هر کی می خواد کلاس بذاره می گه من سرم شلوغه و این حرفا. اما انصافا من که اهل کلاس ملاس گذاشتن نیستم که ولی انقدر سرم شلوغ بود که sms هام جمع می شد آخر شب قبل خواب با چشم نیمه باز چکشون می کردم . دیگه خدا می دونه جواب کیو برای کی می فرستادم ! ولی کلا به جواب دادن نمی رسید دیگه :دی
نمی دونم تا حالا شده یک هفته 24 ساعت کار کنید . من 24 ساعت نه ولی 20 ساعت رو در روز مشغول کار بودم. حتی روزای تعطیل . حتی این دو روزی که همه گرفتن راحت خوابیدن من صبح ساعت 7 بیدار شدم . روزای عادی هم که اولاش 6 بیدار می شدم می رفتم تا 4:30 از اونجا بکوب برو کجا ؟! ( درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را :
یعنی می شه همون کانون فرهنگی آموزش – قلم چی ) نه بابا درس نمی رفتم بخونم که مشغول یه کار فرهنگی هنری بودم ! چشم هم می ذاشتم می دیدم خدایا ساعت 10:30 شده و صدای زنگ تلفن خبر از این می داد که اونی که اونور خطه می خواد بگه هوی ساعت 11 داره می شه تو کجایی !! حالا همه چیو جمع بندی کن بزنیم به چاک :دی یعنی بدترین زمانش همین موقع بود که من مجبور می شدم اطلاعات 4 تا کامپیوتر رو بریزم رو سی دی ببرم … حالا بماند که هر شب هم با قضیه ی ماشینو کجا پارک کردیم مشکل داشتیم : ) ) تازه وقتی که مخمون کار نمی کرد که فلان فایلو کجا سیو کردیم که د بدتر !! حالا بعدش تازه به خاطر عجله ای بودن کار باید می شستم تا 3 صبح فایلا رو چک می کردم و تغییرات لازم رو روش می دادم . البته این فقط کار من که مجری کار بودم بود اون بنده خدایی که باید مطالب رو تهیه می کرد واقعا دو سه روز نخوابید . بعدشم که روزای زوج تا 8:30 سر کلاسم ( امروز واقعا سر کلاس خوابم برد !! چشمام باز نمی موند :O ) الان بعد دو روز استراحت هنوزم احساس خستگی و کم خوابی دارم . بخصوص که کار هنوز تموم نشده L ما یک روز کم آوردیم . یک روز واسه 4 تا برنامه ای که همش کامل بود L( حالا فقط منتظر 15 روز دیگم که شاید یه وقتی بهمون بدن حیفه.
اما به کل دوست دارم روزای این مدلی رو . آدم وقتش به بطالت نمی گذره . لااقل می دونی که دقایق عمرت داره مفید سپری می شه . از روزایی که هی به ساعت نگاه می کنم می بینم 5 دقیقه گذشته بدم میاد .
حالا بگذریم از این قضیه Hardwork بودن من
( البته می شه از من بعنوان یک انسان Hyper-active هم نام برد ! ) آخه هنوز کلاسای روزای پنجشنبم رو هم ثبت نام نکردم . خدا به داد برسه !!!
دیروز متوجه شدم که آی مردم ما داریم بد بخت می شیم !! ( هه هه خنگ تو انقدر سرت تو کتاب و کامپیوتر بوده که نفهمیدی خره بد بخت شدیم رفته ! تو دیر فهمیدی .. اونوقت می گه من هایپر اکتیوم)
دیروز لنگ 100 تومن بودم که سوار تاکسی شم ! ( 100 تا تک تومن . ) با ساغر رفتیم که از عابر بانک پول برداریم. اون عابر بانک صادرات که خاک بر سر ش پول نداشت. کارمند بانک اومده می گه اگه کارتون ضروریه می تونین برید از بانک ملی پایین تر بگیرید !!! حالا نه که ما منتظر بودیم آقا اجازه بدن!! من گفتم الان می خواد بگه اگه ضروریه … لااقل من با ماشین شما رو تا دم بانک ملی می رسونم . آخه کثافت مرض بانک ملی خودش مقصد بود !! اگه می خواستیم انقدر پیاده بریم تو این سرما تا برسیم به بانک ملی کلا پیاده تا خونمون می رفتیم دیگه . خلاصه جاتون خالی رسیدیم به یه عابر بانک ( عین اینایی که تو کویر آب می بینن چقدر خوشحال می شن! ما همونطوری بودیم :دی ) . سریعا کارتو انداختیم تو و کمترین مبلغ ممکن رو که همون 50000 ریال بود رو انتخاب کردیم . قیژ قیژ فرت ! یک عدد 5000 تومنی تحویلمون داد !!! یعنی اگه بدونین من اون لحظه چه فریادی زدم ! یعنی حالی شدما واسه خودم ( نه که 5000 تومنی ندیده بودم تا به حال از شوق و ذوق بود ! ) یعنی می خواستم بزنم مخترع 5000 تومنی رو از وسط به دو نیم نا مساوی تقسیم کنم . آخه دهنت … چیز!!! من 5000 تومنی بدم به راننده !! بگم برو سر خیابون نگه دار 4900 تومن بهم بر گردون؟!! 5000 تومنی تحویل راننده بدم که خودشو خودمو ماشینشو با هم آتیش می زنه که . همینطوریش 1000 تومنی می دیم با صد تا ایشه و ایفه بهمون باقی پول رو می دن دیگه خدا به داد برسه … گفتیم خب می ریم یه چیزی می خریم که پولمون خرد بشه . همینطور چند قدم که رفتیم دیدم ایول یه عابر بانک دیگه . این بار انصافا تز من بود که گفتم بیا اینم امتحان کنیم. آقا می گن مار گز یده باید قاعدتا از ریسمان سیاه سفید بترسه دیگه نه؟!! پس چرا مار گزیده باز گول می خوره و از یه بانک دیگه هم 5000 تومنی می گیره !!! با 2 تا 5000 تومنی ! واسه خاطر 100 تومن ! با 10000 تومن !! اما سر اونیکی بانکه گول نخوردیم دیگه ! اما مساله اینجاست که ما هر قدر پول می گرفتیم فقط بهمون اسکناس 5000 تومنی می داد .
باید یه دسته چک بگیرم از این به بعد لنگ 100 تومن 200 تومن شدم به جای این همه بدبختی کشیدن به راننده چک بدم . 1000 ریال ! لا اقل از خرد کردن 5000 تومنی که راحت تره .
راستی این همه فک نزدم که نگم بهتون این مدت چه کردم . جمعه ها ساعت 6:30 الی 7 شبکه آموزش رو ببینید . CD های آموزشی قلم چی رو حتما بخرید بخصوص درس شیمی خیلی مهمه . کتاب آبی و سبز رو حتما حتما تهیه بفرمایید !!! آی کنکوریا آی پشت کنکوریا ، باور کنید که کتاب سبز و آبی قلم چی Cd آموزشی و شبکه آموزش و بخصوص درس شیمی یکی از مهم ترین عوامل قبولی شما با بهترین رتبه ی ممکن در کنکور می باشد.
باور ندارید؟ از من بپرسید ….
بعد از مدتها….
خوندم…
عوض نشدی
خوب شد اسم فرنگیش را هم یاد گرفتیم هایپر چیچی بود؟ آهان الان من سو بیزیام واسه همین نمیخواستم کامنت بذارم. بعد که طنز عابربانکتو خوندم فهمیدم آخه آیکیو باید میزدی مبالغ دیگر و کلمهی ده هزار ریال رو وارد میکردی و جای خالی بهت یه هزاری میداد! اون کانون خودکار خودنویس هم بخوره تو سر ملت همیشه در صحنه که فکر و ذکرشون دکتر مهندس شدنه، ما شدیم پیغمبر چی شد؟ هیچی کارت عابربانکم داریم اما بهمون پول نمیده.
خلاصه اینکه سرتو درد نیارم چون تو سرمو درد اوردی نتیجه اینکه زمستون سختیه!
الان کمی گیرپاژ کردم که شب یلدا درست بود یا شب ویدا !! کلی فکر کردم بس که اسمت نادخه!
میبینم پولدار شدی و قصد داری بالاخره سیکلت رو بگیری
گربه خرس گندت هنوز با شما زندگی میکنه ؟ اییییییییییش
اوه اوه … چرا میزنی منو ؟؟؟؟؟؟
بابا اذیت نکن … ببینم قلم چی هم درس میدی ؟؟؟؟؟؟؟؟
اووووووووووووووووووف …. کثافت مرضت منو کشته … ببینم میگن گرونی شده ده هزار تومنی نیومد بیرون … راستی من میام به زودی .. دی وی دی نمیخوای … سی دی پلی استیشنم هستشا :دی
سلام ، منم مزاحم !
اولاً اینکه درکت میکنم ، چرا ؟ چون منم واسه یه کار ، 2 روز نخابیدم !
روز دوم که بعد از ظهرش جلسه داشتیم ، اینقده گیج بودم که قیدشو زدم !
در مورد کانون فرهنگی قلم چی ؟ … همون ،
یادته اون وقتا … اون موقع ها که هنوز کوچیک بودیم … من یه بار یه کنکور دادم ، یادته؟ هنوز منتظر نتیجشم !!! گفتن اواخر دی ماه میاد . حالا این اواخر چندم میشه ، نمیدونم . اینا اینقدر طولش میدن تا ما که قبولیمون تق و لقه ، دوباره بریم کنکور و ثبت نام کنیم ! ولی خداییش خیلی دوس داشتم سیدی قلمچی ( مخصوصاً شیمی ) رو بگیرم … ولی مشکل اینه که رشته ی هنر از این جاخالیها نداره !!!!
سلام.
اي ول بابا ! داري كولاك مي كني ديگه! ويدا خداييش اگه تو رئيس جمهور بودي اوضاع بهتر ميشد! فعاليت فول تايم به جاي جيمي كارتر بودن! (جريانشو كه شنيدي؟) حقا هم راست هست. خصوصا با افتتاح يه سري از پروژه هاي فارس اونم براي بار چهارم!!!!
اين سري وقت اسم نويسي واسه كانديداتوري رياست جمهوري تو هم اسم بنويس. :دي
اونقدر از اوضاعي كه سرت اومده بالاي اون 5000 تومني خنديدم كه نگو. همينه كه من نميرم دنبال عابر بانك و اينجور چيزا. اونوقت دوستان مي پرسن چرا!! اينم دليلش!
هر روز موفق تر از روز قبل باشي خانم كوشا
راستي ويدا؟
برف رو حال كردي؟ همه جا رو حسابي خوابوند!
فقط به خاطر تو!
salam , khubii ? bebiin ye cmet biirabt , to chera tooo 360 2 ta profile dariiii ?
پس شيريني كارتازه رو هم مي خواي بدي به برو بكس ديگه !
خيلي پول در نيار بابا جون ، خرج كردنش مشكل ميشه ها ، تو دردسر مي افتي ها ! نگي نگفتي
سيندرالله …….